Powered By Blogger

Tuesday, July 13, 2010

راسل براند در نقش «آرتور» مقابل دوربین رفت

راسل براند در پروژه سینمایی «آرتور» مقابل دوربین رفت 

«جیسون وینر» کارگردانی سری جدید فیلم «آرتور» را پذیرفته است. «راسل براند» در حالی نقش اصلی این فیلم را برعهده دارد كه در نسخه اصلی این فیلم که سال ۱۹۸۱ میلادی ساخته شد، «دادلی مور» ایفاگر نقش «آرتور» بود.
به گزارش كامینگ سون، این فیلم بخش هایی از زندگی جوانی به نام آرتور را روایت می كند، او تنها در صورتی ارثیه بزرگ خانواده اش را به دست می آورد که با دختری که انتخاب خانواده اش است، ازدواج کند.
داستان از زمانی آغاز می شود که وی به دختری از طبقه کارگر علاقه مند می شود و مجبور است میان عشق و ارثیه خانوادگی یکی را انتخاب کند.
براساس این گزارش؛ «پیتر بینهام» فیلمنامه این اثر را که ژانری درام و رمانتیک دارد، نوشته است.
«وینر» که تاکنون ۱۰ قسمت از اپیزود اول مجموعه «خانواده جدید» را کارگردانی کرده است، اخیرا جایزه بهترین کارگردان انجمن کارگردانان آمریکا را در بخش ساخت سریالهای تلویزیونی دریافت کرده است.
«دیم هلن میرن» بازیگر انگلیسی است، او یک بار برنده جایزه اسکار سه جایزه گلدن گلوب و چهار جایزه امی اواردز در طول حرفه بازیگری خود شده است.
وی همچنین دو بار بهترین بازیگر جشنواره كن و یك بار بهترین بازیگر جشنواره ونیز، تورنتوف سانتا باربارا و ونكوور شده است.

Monday, June 28, 2010

عدم حضور هدیه تهرانی‌ بر فرش قرمز

مراسم فرش قرمز در ایران از کجا شروع شد، یادتان هست؟! عده ای می گویند از مراسم اکران خصوصی فیلم «بی پولی» توسط یک نشریه خانوادگی و پرطرفدار اما عده دیگری فیلم سینمایی «محاکمه در خیابان» را اولین گام برای آغاز چنین مراسمی در ایران می دانند. مهم این نیست که از چه زمانی این مراسم آغاز شد، مهم این است که آیا چنین مراسمی با مناسبات و آداب ایرانی منافات دارد یا نه؟! اینکه چقدر برنامه ریزی و قانون در این مراسم پابرجاست. چقدر می توانیم درست تقلید کنیم! هرطور که به این قضیه نگاه کنید
، فرش قرمز در ایران یک تقلید بزرگ است، یک تقلید از سینمای هالیوود یا حتی سینمای بالیوود. بازیگران از ماشین های مدل بالایی پیاده شوند، روی فرش قرمز گام بردارند و فلاش های دوربین خبرنگاران و مردم طرفدار و مشتاق تا حدی پیش برود که چشم بدون سلاح نتواند آنها را ببیند! حالا انداختن این فرش قرمز (آن هم پس از چندین بار) به خاطر عدم حضور ستاره سینما، خبرساز شده است، نه به خاطر ذات برپایی این مراسم! «هدیه تهرانی» در مراسم فرش قرمز فیلم «هفت دقیقه تا پاییز» حاضر نشد. فیلمی که به طرفداران او فرصتی داده شد تا پس از چیزی نزدیک به چهار سال او را در سینما، ببینند. اما او نیامد، به همین سادگی. می گویند او قول داده و نیامده. در مراسم، مجری به خاطر این اتفاق از مردمی که بلیت های گرانی را به خاطر دیدن هنرمند محبوب شان خریده اند، عذرخواهی کرد و گفت: «هدیه تهرانی جاهایی که قول می دهد، نمی رود و جاهایی که نباید برود، می رود». همین حرف باعث شد تا سکوت خانم تهرانی بشکند و در بیانیه ای اعلام کند که قول حضور در این مراسم را به هیچ کس نداده بوده و: «مردم بهتر می دانند که من معمولا در چنین برنامه هایی که با سر وصدا و تشریفات خاص همچون پیاده شدن از لیموزین، راه رفتن روی فرش قرمز و… برگزار می شود، حاضر نمی شوم و اصولا این حضور را به دلیل تناسب نداشتن با شرایط جامعه جایز نمی دانم!» و این می شود سر آغاز یک جنگ رسانه ای، جنگ قلم با قلم! نیما حسنی نسب (مجری همان مراسم و همکاری مطبوعاتی ) نامه ای منتشر می کند و مردم حاضر در آن جشن را مهم می داند و عدم حضور سوپراستار را بی دلیل می خواند: «خانم تهرانی؛ متاسفم که تمام تلاش های ۱۰ ساله تان برای راه رفتن روی فرش قرمزهای جشنواره های فرنگی بی نتیجه ماند. کاش لااقل به حرمت کشورتان، مردمی که دوست تان دارند و کسانی که با احترام و اشتیاق زیر پای بازیگر هنرمند کشورشان فرش قرمز پهن کرده بودند، این چند جمله را نمی گفتید. شاید آن وقت عدم حضورتان در مراسم کمتر آزاردهنده و توهین آمیز جلوه می کرد.» اما چیزی که جالب است، این است که هم خانم بازیگر هم دوست مطبوعاتی، سنگ مردم را به سینه می زنند، مردمی که همیشه در مقابل چنین اتفاقاتی سکوت کرده اند و یاد گرفته اند دلخوری هایشان را فراموش کنند. فرش قرمز در ایران هنوز حکم یک بازی را دارد، بازی ای که بازیگران خوبی ندارد و عدم حضور یک بازیگر به جای حضورش می شود تیتر یک خبرگزاری ها و رسانه ها. فرزاد موتمن می گوید: «من مخالف این مسئله نیستم ولی همه اینها را بازی می دانم. بگذاریم که این بازی هم باشد. فرش قرمز پهن می کنیم و روی آن راه می رویم. احساس می کنیم که داریم در کن راه می رویم. این فرش قرمز ما، تازه به راه افتاده است و باید دید که چگونه پیش می رود. آیا با فرهنگ ما همخوان می شود و شکلی متفاوت و بومی شده پیدا می کند یا همچنان در وضعیتی بلاتکلیف، طی مسیر می کند؟» مراسم فرش قرمز در ایران چه زمانی می تواند تبدیل شود به مراسم بزرگی که برای فیلم های هالیوودی برگزار می شود؟! مراسمی که همه بازیگران هرجا که باشند در آن حاضر می شوند تا بر فروش فیلم شان تاثیرگذار باشند؟ تمام رسانه ها و حتی تلویزیون هم آن را پوشش خبری می دهد…

Friday, June 25, 2010

بیداری رویاها

بیداری رویاها از نیمه تیرماه در گروه استقلال اكران می شودفیلم سینمایی «بیداری رویاها» از نیمه تیرماه در گروه سینمایی استقلال اكران عمومی می شود. به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، «بیداری رویاها» آخرین فیلم سینمایی «محمدعلی باشه اهنگر» است قرارداد اكران آن روز گذشته در شورای صنفی نمایش و قرار است از نیمه تیرماه در گروه استقلال اكران شود. بر اساس این گزارش، فیلم «بیداری رویاها» سال گذشته در جشنواره فجر حضورداشت و با واكنش مثبت عمده منتقدان روبرو شد و قرار است برای اكران عمومی سه دقیقه كوتاه تر شود كه این سه دقیقه شامل یكی از سكانس های فیلم به صورت كامل و بخش هایی از سكانس دیگری در فیلم خواهد بود. به گزارش فارس، «بیداری رویاها» روایت گر فضایی متاثر از روابط اجتماعی ناشی از جنگ است و آهنگر در این داستان رزمنده ای را روایت می كند كه پس از 20 سال اسارت به كشور باز می گردد اما... محمدرضا گوهری فیلمنامه این فیلم را براساس ایده ای از محمدعلی باشه آهنگر نوشته است. براساس این گزارش، امین حیایی، هنگامه قاضیانی، امیرحسین آرمان، رز رضوی، سارا خوئینی ها، اسماعیل خلج، حمیدرضا آذرنگ و حبیب دهقان نسب بازیگران این فیلم هستند.

Thursday, June 24, 2010

«پسرك كاراته باز»

بازسازی وفادارانه از یك فیلم دوست‌داشتنی
اگر شما فیلم «پسرك كاراته‌باز»، تولید 1984 را دیده باشید خاطرات آن تماما در حین تماشای باز ساخت 2010 این فیلم به ذهن شما باز می‌گردد. داستان اصلی این اثر به اندازه كافی ماندگار بوده است تا الهام بخش سه فیلم دیگر كه پس از نسخه اصلی ساخته شد باشد. و اكنون در این فیلم ما با نسخه مفرح و سرگرم كننده‌ای روبه‌رو هستیم كه بیشترصحنه‌های آن در چین فیلم برداری شده است، و جكی چان 56 ساله در آن نقش آقای میاگی را بازی می‌كند.
فیلم اصلی یكی از بهترین‌های سال اكرانش بود. نسخه جدید، سرزندگی بی‌نظیران قبلی را ندارد و مانند نسخه سال 1984 كه قدم به قدم از همان نسخه اصلی پیروی كرده، مدام ما را شگفت زده نمی‌كند اما در اینجا ما با فیلمی خوش ساخت و دوست داشتنی طرف هستیم كه برای خود، اثر مستقلی است. استفاده از لوكیشن‌های مختلف در چین جذابیت تصویری زیادی را به همراه دارد. صحنه‌های بسیاری از كوه‌های زیبا و دیوار بزرگ در ان دیده می‌شود و شخصیت‌ها جذاب و گیرا هستند.
 
نكته بارز و گرانبهای فیلم اصلی اجرای «پت موریتا» در نقش اقای میاگی است كه نامزده اسكار هم شده بود. ولی جكی چان هم مشهورتر وشناخته شده تر از آنست كه با دیدن او در نقش آقای‌هان (شخصیتی كه در فیلم جدید جایگزین شخصیت نسخه قدیمی ان، اقای میاگی شده است و یكی از استعدادهای پنهان هنرهای رزمی را كشف می‌كند) هیچ شگفت زده نشویم. اما چان در نقش‌هایش هیچ‌گاه شكل و شمایل یك مبارزِ مردانه قلدر را نداشته است و جذابیت او از همان حس بچه گانه و شاد او می‌آید اما در این فیلم او فرصت می‌كند تا سرزندگی و شادابی بسیارش را كمی متعادل تر سازد و آن را پنهان نماید.
نقش شاگرد جوان را جیدن اسمیت پسر ِ ویل و جادا پینكت اسمیت، بازی می‌كند كه در فیلم حضوری بسیار طبیعی دارد. دره پاركر (شخصیت مبارز جوان) بسیار ارام تر از پسر بچه سرخوشی است كه رالف ماچیو نقش او را در نسخه اصلی بازی می‌كند اما خیلی كوچك تر از همتای سابق خود است و این باعث می‌شود ما ترس و وحشت او را از گنده لات‌های مدرسه‌اش راحت تر بپذیریم. بنابراین ما می‌توانیم فیلم اصلی را فراموش كنیم و از تماشای فیلم جدید لذت ببریم.
داستان یك بار دیگر درباره همان پسر بچه است كه مادر مطلقه‌اش او را مجبور به ترك محل تولد و دوستانش می‌كند و او را به سفر به نقطه‌ای دوردست -یعنی از دیتروی به بیجینگ- می‌فرستد. پسرك از این كار متنفر است و زمانی كه ویول نیست جوان كه میینگ نام دارد و نقش او را (هان ون ون) باز می‌كند به او لبخند می‌زند زندگی برایش كمی نوید بخش تر جلوه می‌كند – البته اگر گنده لات مدرسه، چنگ (ونگ زنوی) نبود – این مخلوق، بی‌اندازه نفرت بر انگیز و سادیسمی است و توصیف بی‌رحمی او سخت است و برای دریافت ان لازم است تا استاد كونگ فو ی وحشی او استاد لی (یو رانگونگ یو) را ببینیم. این هیولا به او اموزش می‌دهد تا چگونه بچه‌های كوچك تر را مورد ازار و اذیت قرار دهد.
داستان همانطور كه باید جلو می‌رود و دره، سعی می‌كند تا ارام ارام قلب اقای‌هان – كسی كه او را از زیر مشت و لگد چنگ نجات داده و قبول كرده است فنون راز امیز كونگ فو را به او بیاموزد – را نرم كند.
تمرینات به خوبی پیش می‌رود. دِرِه و میینگ هركدام برای روز سرنوشت ساز خود به سختی تمرین میكنند. یكی برای روز مسابقات كونگ فو و دیگری برای روز رسیتال ویالون. والدین میینگ طبق معمول داستان‌ها، از دره خوششان نمی‌آید و از معاشرت او با دره نارضایتی مهملی دارند چراكه هیچ دلیلی وجود ندارد تا والدین یك موزیسین كلاسیك بین‌المللی با دانش‌آموز كونگ فو كار جوانی كه از دیتروی امده و چینی هم صحبت نمی‌كند مشكل داشته باشند.
خوشبختانه (برای دره و فیلم) هر كسی كه در چین زندگی می‌كند و نیاز به انگلیسی دارد، می‌تواند این زبان را صحبت كند حتی هیولای كوچك، چنگ. اكثر آمریكایی‌ها نه تنها علاقه‌ای به آموختن زبانهای خارجی ندارند بلكه حتی زورشان می‌اید زیر نویسی را كه به زبان خودشان است را بخوانند. همانطور كه مارك تواین در بی گناهان خارج (Innocent Abroad) گفته است، ما باور داریم كه هر فرد خارجی می‌تواند انگلیسی را، اگر به اندازه كافی شمرده و با صدای بلند صحبت شود، بفهمد.
بدون اینكه بگویم می‌دانید كه كل داستان به سمت مسابقه‌ای می‌رود كه قرار است در آن دره در مسابقه بزرگ كونگ فو در مقابل چنگ قرار گیرد و برای قهرمانی مبارزه كند. اصل فیلم برجسته و فاخر است نسخه 1984 به‌وسیله جان اویلدسن، كارگردان راكی كارگردانی شده است.
در این فیلم اوج داستان كه همین مسابقه است به خوبی مدیرت شده و تنشی كه قرار بوده در آن وجود داشته باشد به دقت تحت كنترل اجرا شده است. شخصیت‌ها به خوبی از عهده كار برآمده‌اند و استفاده از تابلو امتیاز این صحنه را نظم و ترتیبی داده است كه مانع از اجرای سر سری آن شده. به نظرم این سكانس از بهترین سكانس‌های مبارزه‌ای بود كه در اوج داستان قرار می‌گیرند.
 
كارگردان‌ هارالد سوارت، تا كنون در شمار كارگردان‌های محبوب من نبوده است او در سال گذشته پینك پنتر2 (پلنگ صورتی2) را ساخته اما در این فیلم، او دركنار فیلمنامه قدرتمند كریستوفر مورفی و فیلم برداری هنرمندانه راجر پرت (فیلم بردار دو شماره از هری پاترها) فیلمی زیبا و جذاب خلق كرده است.
 
مشخصات فیلم
كارگردان:‌هارولد سوارت، تهیه كنندگان: ویل اسمیت، جری وینتراب، فیلمنامه: كریستوفر مورفی، موسیقی متن: جیمز هورنر، فیلمبردار: راجر پرت، تدوین: جوئل نگوران، بازیگران: جدن اسمیت، جكی چان، تارا جی.پی هنسون، یو روگانگ، مینگ ‍ژوو و... زمان: 140 دقیقه.