Powered By Blogger

Thursday, May 20, 2010

استرالیایی‌ها ستاره «ارباب حلقه‌ها» را با یک ولگرد اشتباه گرفتند!! + عکس


به گزارش خبر آن لاین، سر ایان مکلن که خود را برای بازی در نمایش «در انتظار گودو» در استرالیا آماده می‌کند، مردم شهر ملبورن را به اشتباه انداخت.
مکلن چه در نقش گندالف ظاهر شود یا مگنتو یا شاه لیر، بیشتر به عنوان بازیگر نقش‌های مکمل شهرت دارد.
با این حال تازه‌ترین نقش‌آفرینی بازیگر بریتانیایی به جرات چشمگیرترین کار او بوده است. ستاره 70 ساله سری فیلم‌های «ارباب حلقه‌ها» و «افراد ایکس» که این روزها در ملبورن خود را برای حضور در نمایش «در انتظار گودو» آماده می‌کند، در فاصله بین تمرینات با لباس و گریم خود در این نمایش به خیابان آمد


نمایش «در انتظار گودو» پس از اجرا در کامدی تیه‌تر در شهرهای سیدنی، آدلاید و پرث روی صحنه می‌رود. نمایش معروف ساموئل بکت در وست اند لندن اجرایی بسیار موفق داشت. مکلن در این نمایش نقش استراگون را بازی می‌کند و روبروی پاتریک استیوارت و بعدها راجر ریس به نقش ولادیمیر نقش‌آفرینی کرده است.
داستان درباره دو نفر است که انتظار شخصی به نام گودو را می‌کشند و در همان حال خودشان را سرگرم می‌کنند، بحث می‌کنند، کلاه‌هایشان را عوض می‌کنند و حتی به فکر خودکشی می‌افتند و ...
بازیگر بریتانیایی با لباس مندرس و ظاهر آشفته خود استرالیایی‌ها را به اشتباه انداخت.

Sunday, May 16, 2010

مصطفی زمانی، جلال دانایی‌فر و محمدرضا گلزار

سینمای ما- کارگردان فیلم "دموکراسی تو روز روشن" در گفت‌وگویی درباره دلایل انتخاب بازیگران این فیلم توضیحاتی داد که در زیر می‌خوانید:

فکر می کنید چه ویژگی در این فیلم باعث جذب بازیگران شد. با وجود اینکه بیشتر بازیگران شما از چهره های سینمای ایران هستند، چقدر برای رسیدن به نقش با آنها تعامل داشتید؟

 عطشانی:اولین قدم فیلمنامه بود که بازیگران ما را جذب کرد و بعد از مدتی خود را با شرایط تکنیکی کار هم وقف دادند. روز اولی که بازیگران برای قرار داد به دفترآمدند، عنوان کردم ما می توانیم با یکدیگر به تعامل برسیم تا نتیجه خوبی حاصل شود. در طول کار هم بازیگران این موضوع را پذیرفته بودند که "دموکراسی تو روز روشن" فیلم متفاوتی است و شرایط تولید آن خاص است.

 با توجه به توضیحاتی که ارائه کردید مشخص است شما خیلی با دقت تمام جزئیات را در مرحله تولید مورد بررسی قرار دادید، آیا زمان نوشتن فیلمنامه به حضور بازیگر خاصی فکر کردید و یا نقشی را در زمان نگارش بر اساس حضور بازیگری نوشته اید؟

 عطشانی: در زمان بازنویسی یکسری از بازیگران مد نظرما بود که با برخی ازآنها همکاری کردیم. قرار بود برای نقش ستوده از حضور محمدرضا شریفی نیا استفاده کنیم که به دلایلی این امر صورت نگرفت و با آقای فرخ نژاد به توافق رسیدیم. بیشتر انتخاب بازیگران پیشنهادات خودم بود و علیرضا شمس دستیار کارگردان نیز کمک زیادی به ما کرد.

 چطور برای نقش فرشته مرگ تصمیم گرفتید از حضور محمدرضا گلزار استفاده کنید .

 عطشانی: من برای نقش فرشته مرگ، سه کاندیدا داشتم که یکی از آنها گلزار بود که فکر نمی کردم با وی به توافق برسیم. دو بازیگر دیگر هم مصطفی زمانی و جلال دانایی فر که هم اکنون در مچموعه "کلاه پهلوی" در حال بازی است. وی به دفتر آمد و صحبت کردیم. مصطفی زمانی هم درگیر کار بود. اما تصمیم گرفتم با گلزار نیز وارد مذاکره شوم تا ببینم چه نظری دارد. در همان زمان بعد از توافق وی، آقای زم به صورت کتبی از وزارت ارشاد برای حضور وی استعلام کرد که موافقت شد.

 چرا تصمیم گرفتید با توجه به اینکه گزینه های دیگری نیز برای نقش داتشید از حضور گلزار استفاده کنید با توجه به دستمزد 90 میلیونی و حاشیه هایی که به همراه داشت.

 عطشانی: ما برای حضور در این فیلم با وی تماس گرفتیم که عنوان کرد برای بازی 100 میلیون دستمزد می گیرند و علیرضا شمس وی را راضی کرد که تخفیف داد و مبلع به 90 میلیون تومان رسید. فردای آن روز ساعت 10با آقای زم و گلزار جلسه داشتیم که آنها با هم به توافق رسیدند، البته رقم دقیق و نحوه قرارداد را آقای زم اطلاع دارند. آقای گلزار بازیگر فهیمی است . وی استعداد زیادی دارد و فرد معتقدی است. وقتی درباره نقش توضیح دادیم به سرعت با آن ارتباط برقرار می کرد.

به نظر می رسد شما علاقه مندید برای هر نقشی حتی اگر کوتاه باشد از حضور بازیگران چهره استفاده کنید. آیادر انتخاب این بازیگران گیشه فیلم را هم مورد توجه قرار دادید.

 عطشانی: این فیلم با سرمایه بخش خصوصی ساخته می شد و باید به برگشت سرمایه آن فکر می کردیم. خود آقای زم معتقدند اگر این سرمایه برگردد دوباره در همین چرخه سینما استفاده می شود. به هر حال در انتخاب تمام بازیگران گیشه را هم مورد توجه قرار می دادیم. اما سعی کردیم از حضور بازیگرانی استفاده کنیم که به نقش نزدیک باشند. آن چیزی که در این فیلم درست رعایت شده، چیدمان این بازیگر است.

Wednesday, May 12, 2010

بی اعتمادی به سینمای مستند از ناآگاهی است

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فیلم کوتاه [سینمافردا] ، رضا بهرامی نژاد با اشاره به قدرت برنامه‌های مستند در بالا بردن فرهنگ جامعه گفت: بیشتر شبکه‌های مطرح دنیا به بهترین شکل از مستندهای مختلف با موضوعات متنوع استفاده می کنند و نتیجه هم می گیرند اما متاسفانه ما نمی توانیم این تاثیرگذاری را درک کنیم و پرداختن به مستند در سینمای  و تلویزیون ایران روز به روز افت بیشتری پیدا می کند و مسئولان تلویزیون تصور می کنند مستند قدرت کافی را برای انتقال مفاهیم و سرگرم کردن مردم ندارد. اگر اینطور باشد پس شبکه های خارجی و مطرح دنیا چطور می توانند در این زمینه موفق عمل کنند؟!
وی با تاکید بر اینکه برای ساخت برنامه های مستند باید دست کارگردان باز باشد، افزود: یکی از مهمترین دلایل موفقیت شبکه های مطرح دنیا این است که روی سوژه های مختلف بدون کوچکترین دغدغه ای مانور می دهند و مستندساز وظیفه خود می داند موضوعات را شفاف و بدون کوچکترین ابهامی مطرح کند اما در سینمای مستند ما همیشه موضوعات ممنوعه‌ای وجود دارد که به واسطه آن مستندساز نمی تواند اطلاعات کاملی در اختیار مخاطب بگذارد.
کارگردان مستند "ساحل نشینان" با یادآوری تاثیر مستند انتخابات ریاست جمهور چند دوره اخیر تصریح کرد: یکی از برنامه های مهم نامزدهای انتخاباتی قبل از انتخابات مستندهای تلویزیونی است که اتفاقا خیلی هم موفق عمل می کند.
در میان همه برنامه‌های تبلیغاتی که نامزدها تدارک می بینند به مستند بهای بیشتری می دهند.
چطور آن زمان به تاثیر مستند توجه می کنند و به قدرت این گونه برنامه ها معترفند اما در حالت عادی مستند جایی در برنامه های تلویزیونی و سینمایی ندارد؟
اگر اینطور نبود به جای مستند مجموعه نمایشی می ساختند. ما به راحتی می توانیم در تمام سال و با موضوعات مختلف این برنامه ها را تدارک ببنیم و مخاطب هم اگر صراحت پیام و کیفیت رعایت شود جذب می شود.

Saturday, May 8, 2010

نقد فیلم درباره الی

این نقد در شماره ۳۹۶ مجله فیلم منتشر شده است


اصغر فرهادی از «چهارشنبه سوری»، به روایت زندگی آدمهای تکنوکرات طبقه متوسط رو به بالای اجتماع روی آورده است. طبقه متوسط تعریفی وسیع و گشاده دستانه دارد ولی کاراکترهای فیلم فرهادی آدمهایی هستند که مهمترین دغدغه هایشان از نیازهای بدوی فردی و مدنی فراتر رفته و درگیر پیچیدگی ها و ناهمخوانی های اخلاقی اند. آدمهایی که در دوران گذار بسیار کشدار جامعه از سنت به مدرنیته نه گرفتار غم آب و نان اند و نه تردیدهای بنیادین ذهنی در باورها و رفتارهای سنتی شان به وجود آمده که بشود آنها را دگراندیش و مسامحه گر( بخوانید سکولار و لیبرال) نامید بلکه عمیقا و به طور ناخودآگاه درگیر فرآیند بورژوا شدن اند و رفته رفته ویژگی های خرده بوژوازی را شکل می دهند و آن را به عنوان یک زیرگروه شاخص در میان طبقه متوسط تحکیم می کنند. دلایل احتمالی این تغییر رویکرد پس از دو فیلم «رقص در غبار» و «شهر زیبا» که به زندگی حاشیه نشین های جامعه  اختصاص داشتند هرچند به خوبی قابل بررسی است ولی موضوع این نوشته نیست.
فرهادی شگرد دراماتیک مشخصی را در چند فیلمنامه اخیرش به کار بسته است. او در «چهارشنبه سوری»، «دایره زنگی» و همین «درباره الی» پس از آشناسازی مخاطب با ویژگی ها و روابط میان شخصیت های قصه، برگ برنده اش را رو می کند، ورق را بر می گرداند تا مخاطب را غافلگیر کند و به او رودست بزند و داوری اش را به چالش بکشاند. در چهار شنبه سوری با افشای یک واقعیت، سوی خیر و شر داستان جا به جا می شد ولی پرداخت خام این ایده به جای اینکه به نقطه قوت داستان بدل شود به دلیل تکراری ، قابل پیش بینی بودن و به دوش کشیدن همه بار درام، به نقطه ضعف مهم آن فیلم تبدیل شده بود، اتکای بیش از حد یک روایت مدرن به یک دستمایه غیر بدیع و بارها به کار رفته، بنای کلی اثر را متزلزل ساخته بود. در «دایره زنگی» این نقطه عطف به پایان فیلم منتقل شده بود و چرخش ناگهانی پایانی و برملا شدن قضیه دخترک به ظاهر معصوم، درک و تفسیری تازه و کاملا دیگرگون از مناسبات داستان به دست می داد. به نظر می رسد که فرهادی به دلیل قناعت و اتکای بیش از حد به تاثیرگذاری چرخش های دراماتیک روایتش در هر دوی این فیلمنامه ها به رودست زدن به بیننده بسنده کرده بود و مصالح چندانی برای یک روایت چند لایه و تعمیم پذیر فراهم نیاورده بود در چهار شنبه سوری از عناصر اساسی یک درام و در دایره زنگی از موقعیت های کمیک ناب و جذاب خبر چندانی نیست. عدم تمایل برای دیدن دوباره چنین فیلمهایی که بنای خود را بر رودست زدن گذاشته اند شاهدی بر توقف این فیلم ها در یک نگاه محدود و سطحی نگرانه است. از این نظر «درباره الی» نقطه تکاملی برای فرهادی محسوب می شود. فرهادی این بار این شگرد چرخش دراماتیک را نه به عنوان یک دستمایه اصلی که به عنوان یک عنصر فرعی به کار گرفته و همزمان با چرخش چند باره قضاوت شخصیت های فیلم درخصوص الی، تماشاگر نیز تردیدهای بنیادینی را تجربه می کند. فرهادی نشانه های درستی از روان شناسی آدمهای فیلمش در مواجهه با بحران به دست می دهد. آنها در مواجهه با غیاب و فقدان الی همه مکانیسم های دفاعی و مقابله ای ممکن را به کار می بندند. ابتدا تلاش می کنند تا راه گریزی برای انکار مرگ او بیابند ، در اینجا ساک دستی الی به عنوان نشانه ای که می تواند رفتن بی خبر او را توجیه کند و تماشاگر را با کورسوی امید شخصیت های فیلم همراه کند به خوبی به کار گرفته شده و با آفرینش تعلیق و ویران کردن آخرین دستاویز انکار مرگ الی درک پدیده مرگ به معنای فقدان بازگشت ناپذیر به خوبی تشدید می شود و خلاء حضور یک انسان پررنگ تر می گردد. این ساک در فصل ماقبل پایانی هم در ماشین علیرضا ( نامزد الی) نقش مهمی ایفا می کند و به  نماد امیدوارانه ای از حضور تبدیل می شود که به آن نیز خواهم پرداخت. در ادامه، مکانیزم  همدلی برای دفع گناه شکل می گیرد، آدمهای توی فیلم نسبت به فقدان الی، واکنش نشان می دهند و ابراز همدلی می کنند ولی خود را در این رخداد بی تقصیر می دانند، سپس برای به آرامش رساندن خود به مکانیسم دلیل تراشی(Rationalization) روی می آورند. تاکید بر نقش تقدیر و باور های عامیانه ای همچون خواب بد دیدن که در گفتگوی منوچهر و همسرش  در پرسه گردی شان با اتوموبیل مشهود است جز تلاش آنها برای رهایی از احساس گناه، ریشه های طبقاتی خرده بورژواهای برخاسته از سنت را که پیشتر ذکر کردم به خوبی برجسته می سازد، با آشکار شدن واقعیت زندگی شخصی الی ، اجتماع حاضر در فیلم به تقبیح او روی می آورند و فاصله گذاری طبقاتی میان خود و الی را بیش از پیش موکد می کنند. حرف های امیر(همسر سپیده) و تاکیدهای چندباره اش بر تفاوت های آشکار بینش و نگاه نامزد الی با خود آنها و خطرناک بودن این تفاوت ها، این دره میان خودی / غیر خودی را عمیق  و غیر قابل انکار نشان می دهد.
الی ناسازه است. غیاب ناگهانی الی کاتالیزوری برای پلاریزه کردن متن و تفکیک قطب اجتماعی او و خرده بورژواهاست. ورود ناسازه یه یک اجتماع همگن حتی در صورت عدم وقوع این رخداد اساسی تفاوت ها را پررنگ می کند. این چینش ها در روایت های فرهادی شالوده ساز و غیر قابل انکار است و ابدا تصادفی نیست. در چهارشنبه سوری شخصیت روحی با بازی عالی ترانه علیدوستی ناسازه است و این در ترکیب و قواره کاراکتر او تا تمام ویژگی های شخصی و ریشه ای اش آشکار است. در آن فیلم ورود او به یک اجتماع کوچک آپارتمانی و تضادهای اساسی اش با آدمهای آن اجتماع، کنش آفرین می شود. در دایره زنگی هم محمد( صابر ابر) وشیرین( باران کوثری)  در میان اهالی آن آپارتمان ناسازه بودند و فیلم با نشان دادن طبقه و زندگی محمد بر تفاوت های اساسی اقتصادی و باورمندانه طبقه او و ساکنان آن آپارتمان تاکید می کرد. در «درباره الی» دنیای فیلم محدود و خودبسنده است و فرهادی تنها از طریق برخی دیالوگها و برخی نشانه ها ذهن مخاطب را به آفرینش و تصور گوشه های نادیده داستان سوق می دهد. شاید حالا بهتر توانسته باشم چند لایه گی درباره الی را در برابر نگاه تخت دو فیلم پیشتر نام برده شرح دهم ولی هنوز تمام نشده …
عنصر اساسی ابهام که که بن مایه اصلی روایت «درباره الی» را شکل داده چنان در تار و پود دنیای فیلم تنیده شده که دیگر نمی توان به نشانه های بیرونی اعتماد و یقینی داشت. فرهادی همه اجزای اثر را بر پایه عدم قطعیت بنا نهاده و اساسا دنیای فیلم به تفسیرهای مطلق و یکتا راه نمی دهد. نقطه عزیمت این رویکرد گزینش نبوغ آمیز نام فیلم است. وقتی فیلم فرهادی در مراحل پیش تولید بود چیزی که حتی بیش از ترکیب بازیگران فیلم جلب توجه می کرد نام فیلم بود. الی می تواند مخفف نامهای زیادی باشد ( الهام،الناز،الهه،الدار،الیکا،المیرا،الینا،الیزا،الیسا، و …) که خاستگاه اجتماعی و بینش پنهان در  پشت این نام ها تفاوت های معنادار و قابل توجهی با یکدیگر دارند، مثلا نشانه شناسی نام های الیزا و الهه از نظر خاستگاه روان شناختی و جامعه شناسانه  ما را به ریشه های طبقاتی جالب توجهی می رساند . قصدم بازی با نام ها نیست. درباره الی با همه کاستی هایش که به آنها نیز خواهم پرداخت اثر چند لایه ای است. از همین نام ها  و نشانه ها گرفته تا خطوط چندگانه بازخوانی اثر ، بسنده نکردن فرهادی به دستمایه فرسوده رودست زدن ، گسترش ابهام به همه اجزای اثر همه و همه درباره الی را اثری در خور اعتنا ساخته اند. نمونه خوب رویکرد فرهادی به ابهام در فصل رویارویی نامزد الی با جسد به چشم می خورد. در اینجا ما به درستی در موقعیت نگاه غیر قاطعانه قرار می گیریم. در فیلم زیر شن ( فرانسوا ازون) که به گمانم فیلم فرهادی بیش از هر فیلمی به آن شباهت دارد( حتی اگر او حتی نام این فیلم را نشنیده باشد) سکانس مشابهی هست که در آنجا فیلمساز برای به اوج رساندن ابهام، ما را از دیدن جسد محروم می کند. در اینجا فرهادی با نمایش غیر قاطعانه جسد و واکنش های ناب صابر ابر در نقش علیرضا که قطعا به سادگی به دست نیامده و سپس ذکر زیر لبی او در راه بازگشت و نگاه امیدوارانه اش از آینه  اتوموبیل به ساک بازمانده از الی این ابهام را در حد بالا و قابل قبولی حفظ می کند. می توان به سادگی دل به تفسیری تخت سپرد و همه کشمکش های فیلم را در جستجوی تجسد مادی الی خلاصه کرد ولی روابط نه چندان شفاف و قاطع میان علیرضا و الی ـ که با حضور صابر ابر به شکل دلپذیری متناظر به روابط کاراکتر محمد و شیرین در در فیلم دایره زنگی است و یک جورهایی بازخوانی و احضار آن ها در سطحی دیگر به دنیای متنی دیگر است ـ و تفاوت های بنیادین الی و نامزدش با خرده بورژواهای درون فیلم که با نشانه های متعددی بیان می شود ما را از بسنده کردن به تحلیل های ساده انگارانه باز می دارد و این از ویژگی های یک روایت مدرن قطعیت گریز است. الی گریزپاتر و نایاب تر از آن است که به این سادگی بتوان پیدایش کرد. الی تصویر از دست رفته و مخدوش روزگار ما است.
***

Friday, May 7, 2010

همه چیز درباره پروژه عظیم "روز رستاخیز"

سینمای ما- محمد تاجیک : در حالی که مدتی است فیلمبرداری روز رستاخیز به کار گردانی احمد رضا درویش در سکوت خبری انجام می شود احمدرضا درويش كارگردان این فیلم به تازگی در جریان بازدید مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان كرمان از این پروژه خبر داده است که فیلمبرداری این پروژه عظیم شش ماه آینده به پایان می رسد .
احمد رضا درویش افزوده : در حال حاضر‌ به گونه‌اي برنامه‌ريزي شده است كه كار طي شش ماه آينده به پايان برسد. به گفته درویش : بخش‌هايي از اين فيلم در اصفهان و همچنين كشور سوريه فيلمبرداري مي‌شود. درويش اظهار اميدواري کرده است كه فيلم روز رستاخيز براي جشنواره بين‌المللي فيلم فجر سال جاري آماده شود.

/فیلمی برای تمام جوامع بشری/

احمدرضا درويش كارگردان فيلم پیش از این در دیداری با آیت الله واعظ طبسی تولیت آستان قدس رضوی در صحبتهایی گفته بود : از شاخصه‌هاي پروژه اين است كه عليرغم اين كه از توليدات كشورمان محسوب مي‌شود، اما در واقع به جغرافياي تمامي كشورهاي مسلمان تعلق دارد.

وي ادامه داد: عزم‌مان را براي توليد يك كار بزرگ و در شأن حضرت اباعبدالله(ع) آماده كرده‌ايم و اميدواريم تمامي جوامع بشري با ديدن اين اثر به حقيقت حركت آن حضرت پي‌ببرند.

/آغاز فیلمبرداری درروز اربعین/

چند روز پس از پایان تعطیلات نوروز بود که خبر گزاری ها اعلام کردند فیلمبرداری پروژه سینمایی "روز رستاخیز" در بم ادامه دارد و به زودی گروه برای ادامه کار راهی کویر شهداد در کرمان می شوند.

در همین خبر عنوان شده بود که علاوه بر بازیگران ایرانی از هنرپیشه‌هایی از کشورهای سوریه، کویت، عراق و انگلستان ایفاگر نقش‌های مختلف در فیلم "روز رستاخیز" هستند. در این فیلم بازیگرانی چون، فرهاد قائمیان پوریا پور سرخ بازی می کنند.

فیلمبرداری فیلم روز رستاخیز درواقع از 16 بهمن ماه (اربعین حسینی )در بم اغاز شده بود.

برخی عوامل این پروژه عبارتند از حسین جعفریان مدیر فیلمبرداری، مجید میرفخرایی طراح صحنه و لباس، محسن موسوی طراح چهره‌پردازی، یدالله نجفی صدابردار و علی قائم مقامی مدیر تولید.

براساس اخباری که پیش از این منتشر شده ،بیش از 60 درصد از فیلمبرداری این فیلم در اطراف شهرستان بم و مابقی آن در شهداد، اصفهان، تهران، شاهرود و کشور سوریه ضبط شده ویامی‌شود. شهرهای مکه، کوفه، دمشق و بخشی از شهرهای مدینه، بصره و نیز دشت کربلا جغرافیای اصلی این فیلم را تشکیل می‌دهند.

/درباره روز رستاخیز/

«روز رستاخيز» يكي از پروژه‌هاي عظيم سينمايي است كه به كارگرداني احمدرضا درويش روند تحقيقات و نگارش فيلمنامه آن از اواسط توليد «دوئل» در سال 81 آغاز شد.

احمدرضا درويش كه با ساخت دوئل سازنده یکی از پرهزينه‌ترين فيلمهای تاريخ سينما با هزینه ای معادل 5میلیارد تومان بوده است ، پس از سه سال نگارش اين فيلمنامه را به پايان رساند.

روز رستاخيز درباره واقعه عاشورا و قيام امام حسين(ع) است و قصه فيلم براساس گزارش که پیش از این خبرگزاری فارس منتشر کرده به شخصيتي حاشيه‌اي در واقعه عاشورا مربوط است كه در متن حوادث حركت مي‌كند.اين فيلم، از مرگ معاويه تا قيام امام حسين (ع) را روايت خواهد كرد.

در روند توليد اين فيلم، از آنجايي كه سازندگانش با پروژه سنگين و حساسي روبرو بودند، فاز تحقيقات گسترده‌اي فعال شد كه جوانب توليد را از منظرهاي مختلف مورد بررسي قرار داد.

روز رستاخيز به تهيه‌كنندگي نقي‌ عليقلي‌زاده و كارگرداني احمدرضا درويش اوايل فروردين ماه 86 پروانه ساخت گرفت و قرار بود پاييز همین سال وارد مرحله فيلمبرداري شود كه اين امر ميسر نشد و پروانه ساخت آن از سوي اداره نظارت و ارزشيابي تمديد شد.

/حضور بازیگران مطرح خارجی؟/

نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که از چند سال قبل حضور بازيگران مطرح عرب در اين پروژه در دستور كار قرار گرفته بود و رايزني‌هايي براي انتخاب بازيگر در دمشق و بيروت صورت گرفت و احمدرضا درويش به همراه عبدالله اسكندري (طراح چهره‌پردازي و مشاور كارگردان) به كشورهاي مذكور سفر كرد.

در روند پيش توليد اين فيلم شايعاتي مبني بر حضور بازيگران خارجي چون عمر شريف و آنتوني هاپكينز منتشر شد و همچنين اخباري در اين باب كه سعيد راد پس از حضور در دوئل مجددا در روز رستاخيز نيز با درويش همكاري مي‌كند، كه توسط سازندگان آن تكذيب شد.

/کاری بسیار حساس ومهم ومورد توجه جهانیان/

اما پیش از آنکه ساخت فیلم روز رستاخیز جدی شود عوامل این فیلم دیداری با نماينده ولي فقيه در خراسان و توليت آستان قدس رضوي داشتند که دراین ملاقات آيت‌الله واعظ طبسي در جمع عوامل پروژه‌ي سينمايي «روز رستاخيز» احمدرضا درويش در سخنانی گفت: شخصيت جهاني امام حسين(ع) بايد به جوامع بشري شناسانده شود. این فيلم از نظر بازتاب اجتماعي و تأثيرگذاري بر افكار عمومي دنيا مي‌تواند بي‌نظير باشد.

وی ادامه داده بود : پرداختن به شخصيت جهاني حضرت اباعبدالله(ع) مي‌تواند اين اثر را از همه سريال‌ها و فيلم‌هاي سينمايي كه در رابطه با پيامبران و اهل بيت عصمت و طهارت(ع) ساخته شده است، متمايز كند.

به گفته آيت‌الله واعظ طبسي : قيام اباعبدالله(ع) بايد از دو جهت در اين پروژه مورد توجه قرار گيرد، يكي نگاه جامع و همه‌جانبه به حركت آن حضرت و فضايل اخلاقي و جهت‌گيري‌هاي قابل توجه سياسي، اجتماعي و فرهنگي و ديگري توجه به رضايت الهي و تسليم بودن در برابر اراده او و عدم ترس از دشمنان است.

در نهضت عاشورا تمامي اين موارد با منطقي متقن، مستحكم و قابل دفاع صورت گرفته و هيچ حركت احساسي و شعاري و بدون پشتوانه منطقي در آن ديده نمي‌شود.

وي خطاب به حضار گفته بود : كاري كه شما مي‌خواهيد بكنيد، بسيار مهم، ظريف و لطيف و بسيار حساس و مورد توجه جهانيان است.

نماينده ولي فقيه در خراسان افزود: تجسم معنويات و فضايل اخلاقي و خصوصيات نفساني به‌خصوص در رابطه با اهل‌بيت(ع) كاري دشوار است و بايد جوانب آن به دقت بررسي شود، زيرا گذشته از استحكام و اتقان منابع تاريخي، خصوصيات اخلاقي و هنري هر كدام از هنرپيشه‌ها، عوامل توليد نيز بايد مدنظر قرار گيرد.

وي با تأكيد بر اين كه حضرت امام حسين(ع) يك چهره جهاني هستند، اظهار داشته بود : اصلا بحث شيعه و سني مطرح نيست، اين اثر هنري بايد بر روي تمامي انسان‌ها تأثيرگذار باشد و نشان دهد هيچ جريان فكري و سياسي و هيچ قدرت سلطه‌گري نمي‌تواند در برابر قدرت اسلام مؤثر باشد.