Powered By Blogger

Friday, June 18, 2010

فيلم يك‌دقيقه‌اي در سينما آزادي اكران مي‌شود

 
جام جم آنلاين: 55 فيلم منتخب نخستين جشنواره فيلم هاي يك دقيقه اي با موضوع اصلاح الگوي مصرف توسط موسسه رسانه هاي تصويري دوشنبه هفته جاري در سينما آزادي به نمايش گذاشته خواهد شد.
به گزارش فارس ، 55 فيلم منتخب اين جشنواره با حضور هنرمندان و سازندگان آثار دقيقه‌اي از ساعت 16 تا 18 در سينما آزادي به نمايش درخواهد آمد.
اين در حالي است كه 55 فيلم منتخب ديگر جشنواره فيلم‌هاي يك دقيقه‌اي با موضوع اصلاح الگوي مصرف روز چهارشنبه 19/3/89 با حضورجمعي از علاقه مندان سينما و سازندگان اين آثار و ... در سينما آزادي به نمايش در آمد كه با استقبال گسترده‌اي از سوي مخاطبان آثار يك دقيقه‌اي همراه بود.
نمايش فيلم‌هاي يك دقيقه‌اي با موضوع اصلاح الگوي مصرف با هدف معطوف ساختن افكارعمومي در جهت حركت در مسير اصلاح و بهينه‌سازي الگوي مصرف، فرهنگ‌ سازي و تلاش به منظور هرچه بيشتر جذب شدن اقشار گوناگون جامعه نسبت به اين موضوع زيربنايي در كشور انجام گرفته است.
مسجد ، مترو ، اذان، به همين سادگي ، مكعب ، ماهي قرمز ، ميخ ، سفره ما ، عبرت ، زمان ، نقاشي ، دوچرخه ، كنتور ، خواب خوش ، گلدان پشت پنجره ، سرقت ، ريشه ، اسراف ، گلدان ، بادكنك ، سيب ، تلفن ، حمام ، باد ، برق ، آب ، نان ، مسابقه، هارموني، نابودي ، وقت طلا است ، آسايش ، ملاقات ، طبيعت فردا ، گاوها آدم را مي كشند ، خانه‌اي زير آب ، غذا دادن به بچه ، پلك ، كفش رستم ، اتومبيل هاي تك سرنشين ، جاده‌اي رو به آينده ، نامه كوتاه ، آخه چرا ، جيك جيك مستونت بود ، آخيش ، به تماشا... ، سرمشق ، اتوماتيك ايراني ، فراموشي ، بادبادك ، يك ضرورت ، دم ، مائده‌هاي زمين ، مداد پرچمي و پدر من باغ من عنوان 55 فيلم منتخب ديگري هستند كه در سينما آزادي به نمايش درمي‌آيد.

گفتگو با كوين اسپيسی، مردی با انتخاب‌های درخشان

كوین اسپیسی 50 سالگی را پشت سر گذاشته و اگر قرار باشد همان طور كه می‌گوید تا 80 سالگی بازی كند و در نقش شاه لیر پیر شكسپیر به صحنه برود، باید انتظار داشت كه یكی از پر و پیمانه‌ترین پرونده‌های هنری را برای خودش رقم زده باشد. او كه كارش را با آموزش حرفه‌ای بازیگری شروع كرد، برای اولین بار در نمایش «ارواح» هنریك ایبسن روی صحنه رفت و بعد با جك لمون، عشق دوره بچگی‌اش همبازی شد و خیلی چیزها از او یاد گرفت. جاذبه تئاتر در وجود او آنقدر جدی بود كه پس از همه موفقیت‌هایش در دهه 90، 6 سال پیش هالیوود را ترك كرد و راهی لندن شد تا در تئاتر قدیمی ویكتوریایی لندن، به عنوان كارگردان هنری مشغول كار شود. روی همین صحنه او سال 2005 در نقش ریچارد دوم ظاهر شد و تحسین همگان را برانگیخت.اسپیسی سال 2006 در حالی در فیلم سوپرمن بازی كرد كه 41 هفته در همین تئاتر روی صحنه بود و در 3 نمایش متفاوت حضور یافت. این وسط او 6 هفته را هم در آمریكا به سر برد تا سر صحنه فیلمبرداری سوپرمن حاضر شود و البته در پایان فقط یك مشكل وجود داشت؛ این كه برای رفتن روی صحنه تئاتر در لندن دقیقا یك شب پس از پایان فیلمبرداری در آمریكا باید كلاه‌گیس سرش می‌كرد، چون برای بازی در نقش شخصیت منفی فیلم سوپرمن، سرش را تراشیده بود. از او اخیرا برای زدن پلی بین تئاتر و سینما تقدیر شده است.

از وقتی كارگردانی هنری تئاتر سلطنتی لندن را به عهده گرفته‌اید، وقتتان را چطور تقسیم می‌كنید؟

صادقانه باید بگویم كه تمام وقت ساكن لندن هستم و این شغل تمام وقت من است. چون داشتن چنین شغلی در لندن از هر نظر خوشایند است و ضرورتا وقتی آنجا نباشم یعنی این كه دارم به مدت 6 یا 8 هفته در یك فیلم كار می‌كنم. اما بعد از اتمام این مدت دوباره به خانه‌ای برمی‌گردم كه در لندن است.

خوب. به این ترتیب الان خانه شما لندن است. یعنی آنجا برای شما مثل آمریكاست؟

می‌دانید یك پل زدم. آنها این‌طوری می‌گویند. (می‌خندد.)

حالا به نظرتان چه حسی دارد كه آمریكایی باشید و آن طرف دنیا زندگی كنید و كشورت را از آنجا، از بیرون ببینید؟
خوب همه چیز گسترش پیدا كرده و نسبت به گذشته تغییر كرده و من حالا در لندن زندگی می‌كنم، 6 سال و نیم است كه آنجا هستم و دیدن چشم‌انداز كل كشور وقتی می‌توانی آن را طوری ببینی كه وقتی اینجا بودی نمی‌توانستی، خیلی جالب است. وقتی برگشتم به آمریكا یك دفعه با هجوم تلویزیون‌ها و كارگزاران و... روبه‌رو شدم. خوب آن وقت معلوم می‌شود كه كسب اطلاعات به شیوه‌ای كه كمی متفاوت باشد، چقدر موهبت بزرگی است. من خیلی می‌خوانم، خیلی روزنامه نگاه می‌كنم و خبرهای آنلاین را دنبال می‌كنم، اما آنجا به این شكل تحت حمله قرار ندارم، این حمله 24 ساعته كه اینجا وجود دارد، آنجا نیست و برای همین پس از رفتن به انگلیس مدت‌ها جستجو می‌كردم و سرم را در چیزهای مختلف می‌كردم تا ببینم چه خبر است. درست مثل سگی كه از پشت پنجره دارد توی خانه را نگاه می‌كند. اما باید بگویم كه همه دوستان بریتانیایی من و مردمی كه در اروپا ملاقات كردم، خوشحال و هیجان‌زده هستند؛ تغییراتی كه به نظر می‌رسد در كشور ما دارد اتفاق می‌افتد.

Tuesday, June 8, 2010

اکران سینما در آفساید جام​جهانی

نگرانی​های کاهش تماشاگران سینما که همزمان با استقبال کم مخاطبان از فیلم​های اکران نوروزی آغاز شده بود، با پیش رفتن در فصل بهار، فرا رسیدن تابستان و برگزاری جام​جهانی شکل جدی​تری به خود می​گیرد.




به گزارش خبرآنلاین، فروش فیلم​های سینمایی در نوروز امسال بنا به دلایلی که هیچ​گاه به طور روشن اعلام نشد، اما مهمترین آن افزایش قیمت بلیت​های سینما و در اصل نامناسب بودن فیلم​ها عنوان شد،​ تفاوت عمده و شاخصی با فروش نوروز سال گذشته داشت.



انتظار می‌رفت سینمای ایران بهار خوبی را شروع کند، اما نه اکران دو فیلم توقیفی «به رنگ ارغوان» و «تسویه حساب» توانست این شرایط را به وجود آورد نه نمایش عمومی اثر تامل برانگیزی چون «هیچ» و نه شرگرد​های معمول جذب تماشاگر در فیلمی همچون «سلام بر عشق».



در این شرایط جواد شمقدری، معاون امور سینمایی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در نخستین نشست خبری خود با خبرنگاران و سینماگران در سال 1389 برای توجیه فروش نامناسب فیلم​ها در نوروز امسال اظهار داشت اگر فروش «اخراجی​ها2» را فروشی معمول همانند دیگر کارهای نوروز سال 88 بدانیم، فروش نوروز امسال بیشتر از سال گذشته است و هیچ جایی برای نگرانی نیست.



اما این نگرانی در درون سینماگرانی که فیلم​های خود را راهی اکران می​کنند وجود دارد.



سرتیپی: اجرای طرح اذان تا اذان قطعی است

علیرضا سرتیپی مدیر شرکت پخش فیلم فیلمیران با اعلام این خبر که اجرای طرح اذان تا اذان در ایام ماه مبارک رمضان قطعی است اظهار امیداوری کرد برگزاری جام​جهانی کمترین تاثیر را در جریان اکران فیلم​های سینمایی داشته باشد.



سرتیپی درباره وضعیت اکران فیلم​های سینمایی در فصل تابستان اظهار داشت:​ «تاثیر جام​جهانی بر جریان اکران فیلم​های سینمایی امری اجتناب​ناپذیر است هرچند که به هیچ عنوان دوست نداریم شاهد تاثیر منفی بازی​های فوتبال بر اکران باشیم اما به دلیل داشتن بدنه نحیف سینما هر اتفاقی همچون جام جهانی و مسائلی از این دست تاثیر منفی بر اکران می​گذارد.»



او راهکار خود را برای رهایی از این شرایط و وارد شدن کمترین میزان آسیب​ها به سینما در جریان برگزاری جام جهانی چنین مطرح کرد:​ «پخش گسترده تبلیغات فیلم​های سینمایی در جریان برگزاری جام جهانی از تلویزیون می​تواند وضعیت را به نفع سینما تغییر دهد. باید هماهنگی​های لازم در این زمینه با مسئولان صداوسیما انجام شود تا سینما کمترین آسیب را در جریان جام​جهانی ببیند.»



سرتیپی درباره وضعیت فروش فیلم​های سینمایی از ابتدای سال تاکنون نیز به خبرنگار ما گفت: «متاسفانه امسال هرچه جلوتر رفتیم،​ شاهد جریانی خلاف انتظارمان در مورد اکران فیلم​های سینمایی بودیم. توقع ما از فروش فیلم​ها و میزان استقبال تماشاگران چیزی غیر از این​ها بوده اما عملاً با وضعیتی دور از انتظار روبرو شدیم.»



او دلایل این وضعیت را چنین برشمرد: «دلایل مختلفی در این زمینه دخیل است،​ از گران شدن قیمت بلیت​های سینمای تا نوع فیلم​ها و وضعیت زندگی مردم همگی در شرایطی که امروز برای سینما وجود دارد، دخیل بوده​اند.»



سرتیپی با اشاره به قطعی شدن اجرای طرح اذان تا اذان در ماه مبارک رمضان گفت:​ «خوشبختانه به واسطه هماهنگی​هایی که صورت گرفته، امسال هم در ماه مبارک رمضان طرح اذان تا اذان اجرا می​شود و همین مسئله موجب رونق گرفتن سینمای ایران می​شود. سال گذشته نیز شاهد اجرای آن بودیم که نتایج خوبی را به همراه داشت.»



مدیر شرکت فیلمیران با ابراز نگرانی از وضعیت سینما در تابستان سال 1389، خواستار برنامه​ریزی​های درست در این زمینه برای کمتر شدن آسیب​های سینما شد.



ساداتیان: سینما تحت تاثیر حوادث جنبی است

سیدجمال ساداتیان در فصل تابستان فیلم سینمایی «هفت دقیقه تا پاییز» به کارگردانی علیرضا امینی را روی پرده خواهد داشت و معتقد است اکران فیلم​ها در این مقطع تحت​تاثیر حاشیه​های جام​جهانی، امتحانات و مسائلی از این دست قرار خواهد گرفت.



این تهیه​کننده سینما درباره وضعیت اکران فیلم خود در فصل تابستان به خبرنگار ما گفت:​ «هفت دقیقه تا پاییز» در 24 سینما از روز 26 خرداد ماه روی پرده خواهد رفت. اما این مقطع با برگزاری امتحانات دانشگاه​ها و بعد از آن جام جهانی همزمان خواهد بود که نمی​توان تاثیر این جریانات را روی روند فروش فیلم نادیده گرفت.»



او با اشاره به ویژگی​های فیلم خود گفت: «فیلم ما کاری خانوادگی است که می​تواند در فصل تابستان با استقبال و توجه خانواده​ها روبرو شود اما تجربه در این سال​ها نشان داده در مقاطعی که جام​جهانی برگزارمی​شود فیلم​ها نمی​توانند روند معمولی را برای نمایش طی کنند و در جریان اکران با مشکلاتی مواجه می​شوند که امیدوارم چندان فیلم ما را تحت​تاثیر قرار ندهد.»



اشرفی: هماهنگی سینما با ماه رمضان ضروری است

محمد اشرفی، رئیس انجمن سینماداران اجرای طرح اذان تا اذان در ماه مبارک رمضان را عامل جذب مخاطب در این ایام دانست.



او که سال گذشته نیز در جریان اجرای این طرح بوده ارزیابی خود را از وضعیت سینما در ماه مبارک رمضان سال گذشته در گفت​و​گویی با مهر چنین بیان کرد: «طرح سال پیش با همکاری و حسن نظر دوستان در وزارت فرهنگ و ارشاد و نیروی انتظامی برگزار شد و نتیجه آن استقبال مردم از فیلمها و رونق گرفتن سالن​های سینما در این ماه مبارک بود، موفقیتهای این طرح باعث شد اهالی سینما امسال هم انتظار اجرای طرح اذان تا اذان را داشته باشند.»



او ادامه داد:​ «ماه رمضان ماهی فرهنگی است و می‌توان مناسب با فضای معنوی این ماه برای اوقات فراغت مردم برنامه‌ریزی کرد، سالها است تلویزیون با برنامه‌های متنوع و مختلفی که در این ماه روی آنتن می‌فرستد حال و هوایی خاص در ساعتهای بعد از افطار به وجود می‌آورد سینما هم این امکان را دارد و باید از آن استفاده کرد.»



اشرفی همچنین راهکاری برای استفاده بهتر از فرصت اکران در ماه رمضان عنوان کرد: «انتخاب فیلم​های مناسب با این ماه، زمانبندی درست و برنامه‌ریزی‌های متنوع می‌تواند باعث رونق دادن به سالنهای سینما در ماه رمضان شود. با استفاده از تجربه‌های موفق سال قبل می‌توان فضایی به وجود آورد که اکران ماه رمضان در همه دوره‌ها با استقبال مواجه شود.»



سینما با بلیت نیم​بها

طرح فروش بلیت​ها به صورت نیم​بها از سال 1382 با هدف رونق دادن به گیشه در روزهای شنبه که معمولاً​ با کمترین میزان تماشاگران مواجه می​شد آغاز شد و در ادامه با استقبال گسترده تماشاگران از این طرح و تصور اینکه سینماها در روزهای شنبه مخاطبان خود را یافته روز فروش بلیت​های نیم​بها تغییر کرد.



با انتقال روز فروش بلیت​های نیم​بها به سه​شنبه، سینما در این روزها نیز با حجم بالایی از مراجعان روبرو شدند اما در عمل تعداد تماشاگران روز شنبه بسیار کاهش پیدا کرد.



در این شرایط و در مقطعی که سینمای ایران با بحران جدی مخاطب دست و پنجه نرم می​کند مسئولان شورای صنفی نمایش به این فکر افتاده​اند که روزهای فروش بلیت​ نیم​بها را به دو روز برسانند. هنوز تصمیم گیری قطعی در این زمینه اتفاق نیافتده، اما در صورت تصویب این پیشنهاد بلیت سینماها در دو روز شنبه و سه​شنبه به صورت نیم​بها فروخته خواهد شد تا به شکلی آشتی میان تماشاگران و سالن​های سینما به وجود آید، اگرچه همچنان سایه جام جهانی بر سر اکران تابستان سنگینی می کند.

Sunday, May 30, 2010

با بهزاد فراهانی، بازیگر نمایش «خدا در آلتونا حرف می‌زند»

عاشق نگاه و شكل برخورد مردم هستم

نمایش «خدا در آلتونا حرف می‌زند» که در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفت، نویسندگی محمد ابراهیمیان و کارگردانی دکتر مسعود دلخواه را باخود دارد. خدا در آلتونا حرف می‌زند داستان مهاجرت جوانان ایران و تنهایی و رنج خانواده‌های جدا افتاده از آنان را به نمایش می‌گذارد. رو در رویی دو نسل متفاوت در دو قاره متفاوت و در این میان هویت ملی، دغدغه اساسی این متن به شمار می‌رود. بهزاد فراهانی، بازیگر ، کارگردان و درام نویس تئاتر که در این نمایش نقش پدر را بر عهده دارد.



از نمایشنامه خدا در آلتونا حرف می‌زند شروع کنیم و اولین برخوردتان با این متن.

این اثر را وقتی چاپ نشده بود خواندم و وقتی که دوستم ابراهیمیان آن را چاپ کرد یک بار آن را باز خوانی کردیم و یک بار هم نمایشنامه خوانی. شخصا این اثر را یک اثر نمایشی دراماتیک نمی‌شناسم. این یک نمایشنامه خواندنی است. باید آن را خواند و البته دلایل آن هم خیلی گسترده است. به همین دلیل هم یکی دو بار با محمد ابراهیمان دعوایمان شد. نمی‌خواست این قضیه را بپذیرد اما بعد‌ها خودش به این باور رسید که این اثر نمایشی نیست. با این حال متن او لحظات درخشانی دارد. دیکته کردن این پدیده هم کار پیچیده ای بود که مسعود دلخواه از پس آن بر آمد.





نقش پدر را پذیرفتید و بازیگر برگزیده هم شدید؟

آنچه در این بازی به من مربوط می‌شود این است که همسویی‌های حسی و روانی با این نقش دارم. همسویی‌هایی به دلیل تجربیات تاریخی که از قبل از انقلاب با آدم‌های این قصه داشتم و اکثرا رفیق‌های خوب من بودند. اکنون هم با بسیاری از عزیزان درگیر هستم که بغض تلخی نسبت به قضیه مهاجرت دارند. مثال‌های زیادی می‌توانم برایتان بزنم. یکی از اینها خانواده ثمری است. مربی بزرگ شنای ایران، عضو و مربی تیم ملی شنا که پسر اش بابک ثمری 10 ، 15 مدال طلای شنا داشت و آنقدر مورد بی مهری دوران قرار گرفت که مجبور شد پناهنده شود. و در این سو بانو و آقای ثمری را که یکی از پاکان زیبای دوران بودند به سوگ و غصه مندی نشاند. بابک یک جوان خوش ذوق، خوش فکر، خوش اندیشه، نقاش و پاروزنی خارق العاده بود. مربی او گرجستانی بود. این آدم مورد غذب مافیای ورزشی ایران قرار گرفت. هم او و هم این را سوت کردند. آن زمان که باید به این بچه نرسیدند و رفت. رفت که رفت و دیگر هم فکر نمی‌کنم برگردد اما حزن و تلخکامی‌اش گلوی خیلی از ما را فشرد. این اتفاق همیشه دارد می‌افتد. هر روز و هر شب! نبض تیرکش شده بهترین جوانان ما دست آقایانی در آن ور خط افتاده و این ور خط هم عدم درک سیاسی این مفهوم و این معنا وجود دارد. نمایشنامه محمد ابراهیمیان خیلی خوب این مفهوم را پرداخت کرده است. من جزو افرادی هستم که تحصیلاتم را در فرانسه کرده ام. محیط را خوب می‌شناسم. زندگی کرده ام، کار کرده ام، پیکار کرده ام. وای به حال آن خانواده ای که گل سر سبداش را از دست بدهد و اینجا آنقدر آزارش داده باشند که آنجا تلخ ترین شرایط را تحمل کند و اصلا رو به این سو بر نگرداند و همه پل‌ها را پشت سر اش خراب شده ببیند. خدا در آلتونا حرف می‌زند از این جهت برای من دلنشین است. نمونه بارز آن دخترم است. مطمئن هستم که دخترم یکی از هنرمندان پرشکوه جهان خواهد شد و مطمئن‌تر هستم که اگر شرایط ایران تغییر بنیادی کند او هم به کشور اش باز خواهد گشت. ولی وقتی می‌بینم که مثلا در همین فیلمی‌که دیگر تمام شده است و می‌رود که اکران شود، شاهزاده پارسی، با نابخردی نگذاشتند این جوان برود و در آن بازی کند و از عرق ملی خود اش در این اثر دفاع کند، اثر را اعتلا ببخشد؟ بگذریم که دوملیارد و پانصد ملیون تومان هم دستمزد اش بود. خوب چه شد؟ چه اتفاقی افتاد؟ چه به شکوه کشورمان افزوده و چه از آن کاسته شد؟ بله تلخکامی ‌واقعا بزرگی برجای گذاشت آن ور قضیه هم فکر می‌کنم که با بزرگی بسیار این جوان هنرمند که متعلق به میهن ماست و نه تنها خانواده فراهانی، اثر آن برجای خواهد ماند. خدا در آلتونا حرف می‌زند به امثال این قضیه می‌پردازد و آن را به چالش می‌کشد.





بازی در این نمایش مسلما انرژی زیادی می‌برد!

چیزی که سخت و سهمگین است این است که فشار کار بیشتر روی دو سه نفر قرار دارد و شاید از همه آنها بیشتر بر دوش پدر. در این نمایش پسر، مادر و پدربزرگ هم فشار و رنج بسیاری را تحمل می‌کنند و نقش‌های گره ای و سنگینی هستند. اما حجم احساسات پدر خیلی زیاد و تلورانس(فراز و نشیب) آن خیلی بالاست. از بالاترین احساسات باید به فروترین حالت برسی و اگر بخواهی این را به خوبی در بیاوری باید در هر شب بارها بمیری و زنده شوی.





با اینکه همه بر بازی قدرتمند شما اذعان دارند چرا کمتر نامتان در داوری‌ها شنیده می‌شود؟ بهزاد فراهانی بارها با نقش آفرینی خود درخشیده اما امسال توسط داورانی از کشورهای دیگر مورد توجه قرار می‌گیرد؟

اینکه انجمن منتقدان جهان محبت کردند، مثلا مرا مورد ستایش قرار دادند، دستشان درد نکند ولی من این جور کارها را قبلا هم کرده بودم. در موسیوابراهیم و گلهای قرآن کار خوبی کردم، لبخند با شگوه آقای گیل ، بینوایان کارهای خوب من بوده اند. اما به هر حال ما گاو پیشانی سفید بچه‌های سوسیالیست هستیم. گفت بزرگی خری ! باشد، بخواهی جایگاه ارجمند بازیگر مردم را پیدا کنی که مردم به تو احترام بگذارند، این را هم باید بپذیری. من عاشق نگاه مردم و عاشق شکل برخورد مردم هستم. وقتی در کوچه و خیابان در پایین شهر، پیرمردی بلند می‌شود و به زور می‌رود دو سیخ جگر می‌گیرد و اصرار می‌کند که با هم بخوریم، دستمزد بزرگتری است تا اینکه فلان وزیر یا وکیل یا فلان سیاستمدار بخواهد مرا مورد ستایش قرار دهد. پیش از این در دو کار تلویزیون جایزه اول بازیگری را برده‌ام ولی به من داده نشده. هم سر رعنا و هم با کمال تاسف سر کت جادویی و هم همه پسران من. سه چهار تن از داورانی که در جلسه داوری بودند، بعد از جلسه به من زنگ زدند که عموبهزاد ما تو را انتخاب کردیم دیگر بقیه اش به ما مربوط نیست و من یهو دیدم که به من داده نشد. حتی چیزی دیدم که خیلی مسخره و احمقانه و لو رفته بود، آن هم این بود که سر همه پسران من زن قصه جایزه اول را برد اما یكباره اعلام کردند که مردان این نمایش مورد داوری قرار نگرفتند. خیلی عجیب است. بی شرمی ‌است. حتی اگر مافیایی هم به‌وجود می‌آورند باید مافیایی باشد که سر ش به تن اش بیارزد.





به عنوان هنرمندی که خود دستی در کارگردانی هم دارید، کار با مسعود دلخواه را چگونه دیدید؟

کارگردانی دلخواه برای من دلنشین و رفتارش نشانگر این بود که آنچه در آمریکا می‌گذرد به عنوان رهبری گروه و کلکتیو، خوب است. یادمان نرود که آمریکایی‌ها در هنرهای نمایشی در دنیا سروری می‌کنند و به شرایط خوبی رسیده اند. چه سینما، چه تئاتر و چه تلویزیونشان. آنها آموخته‌های عالی دارند که می‌تواند رهنمودی باشد برای بازیگران ما، برای مجربین عرصه هنر و من بخش‌هایی از این را در کار دلخواه دیدم . و از او تشکر می‌کنم.

آمار اکران سینما ها در هفته گذشته

آفتاب:سينماها،هفته گذشته در حالي به اكران خود ادامه دادند، كه همزمان با شبهاي قدر برخي از فيلم ها در چند سانس محدود به نمايش درآمد و تعدادي از فيلمها سه تا چهار روز نمايش به نمايش درنيامدند.

آمار فروش فيلمهاي ايراني ، از فروش 27 ميليوني «ديشب باباتو ديدم آيدا» در 14 سينما طي 14 روز خبر مي‌دهد. همچنين «آكواريوم» فروشش طي 14 روز نمايش در 23 سينما به93 ميليون تومان نزديك مي‌شود.

براساس همين گزارش، ساير فيلمهاي به نمايش درآمده در سينماهاي تهران كه اكران خود را از چند وقت گذشته آغاز كرده اند ، فروششان به قرار ذيل است:



«بيد مجنون» در پنج سينما بيش از يك ماه و نيم نمايش به فروش 337 ميليون توماني رسيد.



«گيلانه» رخشان بني اعتماد نيز در 6 سينما طي 42 روز نمايش 105 ميليون تومان فروخت.



«خيلي دور خيلي نزديك» نيز در 5 سينما طي سه ماه نمايش فروشش به مرز 202 ميليون توماني نزديك مي‌شود.



«شكلات» نيز بعد از 28 روز نمايش در 10 سينما 76 ميليون فروخت.

لازم بذكر است که براساس اعلام بنياد سينمايي فارابي پرفروشترين سالن سينما به ترتيب ممتاز و درجه يك و دو عبارتند از آفريقا،آستارا،المپيا.